یکی از دوستان در فیس بوک: مثل آبِ خوردن قدرت جابجا شد و آب از آب تکون نخورد… همه چیِ این استعمار پیر حسرت برانگیزه.
Posts Tagged election
پرسید دوستت زندانی است؟
گفتم چهار تایشان زندانی بودند، یکی شان زیر شکنجه کشته شد (محسن روح الامینی)، دوتایشان هنوز بازداشتند.
چهره اش در هم رفت…
یادم آمد که مهدی (میردامادی) ۱۰ روزیست که بازداشت است. شبانه دستگیر شده. جرمش لابد این بود که با موسوی و خاتمی که به دیدار خانواده اش آمده بودند دست داده است. گفتم رهنورد هم به مصطفی چند ماهه اش لبخند زده. لابد امروز نوبت اوست که بازداشتش کنند. از این بیشرف ها مگر چیزی بعید است. چنان تخت شاهانه شان به لرزه افتاده که از گریه نوزادان هم به وحشت افتاده اند.
توی شطرنج سیاست این خیل مردم هستن که دیکتاتور ها رو کیش و مات می کنن. روز قدس نوبت حرکت ماست…
لطفا با ذکر منبع کپی کنید
کار من نیست. یکی از دوستان توی افطاری یکی از دوستاش گرفته این عکس رو.
(توضیح اینکه تیتر جهت مزاح نوشته شده! گویا برای یک عده به اندازه کافی واضح نبوده این مطلب. خدا عاقبت ما رو به خیر کنه…)
شله زرد های من خوش رنگ تره
حالا که طرفداران احمدی نژاد از او بت ساخته اند، نوبت ماست تا طناب را بکشیم. همه با هم در انتخابات شرکت می کنیم.
کروبی: سیاستمدار است. زبان تندی دارد و حرفش را با جرات در همه جا یکسان می زند. از مسائل اقتصادی چیز زیادی نمی داند. به ندانستن خود واقف است. تیم مشاور بسیار قوی دارد. به ایده های رادیکال میدان می دهد و با قدرت از آنها دفاع می کند. نمونه واضح یک سیاستمدار حزبی است (رئیس جمهور در این حالت به عنوان نماینده حزب عمل می کند و تصمیم ها جمعی و بر اساس موضع حزب گرفته می شود).
احمدی نژاد: سیاستمدار خوبی نیست. زبان تندی دارد. کمی از اقتصاد سرش می شود (احتمالا به اندازه من، یعنی خیلی کم) ولی متاسفانه فکر می کند که اقتصاد کشور را می تواند با دانش اقتصادی اندک خود «مهندسی» کند. اگر کسی در بدنه ی دولت با او و معدود مشاوران نزدیکش مخالفت کند از دایره تصمیم گیری حذف می شود. عملکرد او مانند شاه است که هر ۴ سال مردم انتخابش می کنند.
موسوی: سیاستمدار نسبتا خوبیست. زبان تند ندارد. سیاست های خوبی دارد که اکثرا در میانه است و کمتر شکل رادیکال می گیرد. جرات بیان عقایدش را در تلویزیون در مورد آزادی بیان و دفاع از حقوق مدنی نداشته است. وقتی تصمیمی گرفته باشد کمتر تحت تاثیر مشاوران تصمیمش را عوض می کند. از این جهت چیزی میان سیاستمدار حزبی و سیاستمدار فرد گراست.
رضایی: هدیه خداوند به اصلاح طلب ها برای شکستن رای اصول گرایان در دور اول.
من به کروبی رای خواهم داد. احتمال بسیار کمی دارد که انتخاب شود. ولی نکته مهم این است که رای به کروبی رای به یک حزب است و به آن مشروعیت می دهد. بعد از کروبی لابد کس دیگری می شود نامزد حزب.
از همین حالا به دوستان طرفدار موسوی راهیابی ایشان را به دور دوم تبریک می گویم.
با تشکر از کسی که این ویدئوها را آپلود کرده است. متاسفانه یک دقیقه آخر سخنرانی در این ویدئو ها نیست. اگر به یوتیوب دسترسی ندارید از اینجا فیلم را ببینید یا دانلود کنید.
چند نکته کوتاه که به احتمال زیاد درست هستند:
یا احمدی نژاد در دور اول انتخاب می شود، یا انتخابات به دور دوم کشیده می شود. کسی که دور اول به احمدی نژاد رای نداده باشد در دور دوم به رقیبش رای می دهد. لذا مهمترین هدف برای اصلاح طلب ها رسیدن انتخابات به مرحله دوم است.
نتیجه انتخابات به احتمال زیاد در یکی دو هفته قبل از رای گیری تغییر کرده و تثبیت می شود. این موضوع چندین بار در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس اتفاق افتاده است. از جمله در انتخاب احمدی نژاد. سخنرانی های سران پپولیست نظام از جمله خامنه ای و سران سپاه، ارتش و بسیج از عواملی هستند که بارها نتیجه ها را عوض کرده اند. اگر فکر می کنید حمایت تلویحی خامنه ای چند میلیون رای را جابجا نمی کند باقی این متن را نخوانید، چون نیاز با واقع بینی دارد.
تقریبا تمام کسانی که به اینترنت دسترسی دارند، اخبار را دنبال می کنند، در فیس بوک و امثال آن عضو هستند و مانند این چیز ها به احمدی نژاد رای نمی دهند. کسانی که از بین این عده می توانند رای دهند (و می دهند) درصد کمی از جمعیت رای دهنده ایران است. توده مردم هستند که بین موسوی و کروبی انتخاب خواهد کرد. لذا کارهای از قبیل سبز کردن عکس در فیس بوک و امثال آن جز برای ابراز عقیده نقش مثبت دیگری ندارد.
لازم نیست طرفدار دو آتشه موسوی یا کروبی باشید، چون روی انتخاب «بین» آنها تاثیر زیادی ندارید (مگر اینکه صاحب روزنامه یه امثال آن باشید). همین که رای بدهید و دیگران را تشویق به رای دادن به موسوی یا کروبی (یا حتی رضایی) کنید کافی است. انتخاب بین این دو را به توده مردم که هفته آخر تصمیمشان را می گیرند واگذار کنید. توده مردم نه از روی رنگ عکس شما در فیس بوک رای می دهند و نه از مقاله آتشین در وبلاگتان. اگر واقعا می خواهید مفید باشید باید بروید روستای علی آباد کتول، بنشینید کنار مش حسن و به او بفهمانید که آنچه از تلویزیون می شنود وحی منزل نیست که در آن شک نکند.
بالاخره خاتمی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد (بی بی سی). خیلی وقت بود که منتظر بودم رسما اعلام کنه که میاد. آخرین مطلبی که در مورد خاتمی نوشتم بر می گرده به حدود یک سال و نیم پیش (من و خاتمی). توی دو تا از سخنرانی های خاتمی بودم و یه برخورد نزدیک هم باهاش داشتم. اگه خیلی های هستن که می گن خاتمی هیچ کاری نکرد باید وضعیت چهار سال پیش ایران رو با الان مقایسه کنن. اوضاع سیاسی ایران از اون موقع همینطور بدتر و بدتر شده. وقتی وضعیت الان رو با آخرین سالهای خاتمی مقایسه می کنم باورم نمیشه که یکی تونسته تصویر ایران رو از یک کشور صلح طلب و متمدن به یک جنگ طلب خطرناک تبدیل کنه.
اومدن خاتمی برای خیلی ها یه امید تازه هست. یه جور اوبامای ایرانی. البته تفاوت زیاده، ولی یه جور کور سوی امیده. به نظر من اهمیت اومدن خاتمی اینه که اگر انتخاب بشه امید هست که آبروی از دست رفته ایران رو پس بگیره. خیلی ها خاتمی رو با «گفتگو» میشناسن. وقتی توی سازمان ملل سخنرانی می کرد نه هاله ای دور سرش بود و نه ادعایی داشت. ولی ملت به حرف هاش گوش می دادن. واقعا گوش میدادن.
نمی دونم خبر اومدن خاتمی اینقدر مهم بوده که توی اخبار سی تی وی مونترال هم بود، بین پنج شش تا خبر اصلیش بود. برام جالبه که فقط ما نیستیم که امیدواریم یه آدمی که دو کلمه حرف حساب سرش میشه بیاد سر کار.
نصف آرزوم از آخر پست قبلی محقق شد. اون نصفه دیگه هم با ملت.





