آهای بیشرف ها، امروز نوبت مصطفی است

پرسید دوستت زندانی است؟
گفتم چهار تایشان زندانی بودند، یکی شان زیر شکنجه کشته شد (محسن روح الامینی)، دوتایشان هنوز بازداشتند.
چهره اش در هم رفت…

یادم آمد که مهدی (میردامادی) ۱۰ روزیست که بازداشت است. شبانه دستگیر شده. جرمش لابد این بود که با موسوی و خاتمی که به دیدار خانواده اش آمده بودند دست داده است. گفتم رهنورد هم به مصطفی چند ماهه اش لبخند زده. لابد امروز نوبت اوست که بازداشتش کنند. از این بیشرف ها مگر چیزی بعید است. چنان تخت شاهانه شان به لرزه افتاده که از گریه نوزادان هم به وحشت افتاده اند.

mirdamadi

Share and Enjoy:
  • Digg
  • StumbleUpon
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email

Possibly Related posts:

<< فحش کاری | Subway evacuation >>

10 Comments

آرمینDecember 8th, 2009 at 15:16
به نام خدا

بی شرف کسیه که رای مردم رو به قانون اساسی و نهادهاش و اختیارات نهادهاش نا دیده بگیره و غیر قانونی تظاهرات و آشوب راه بندازه.

برخورد با این افراد هم کاملا طبیعیه و نمیشه رای میلیونها مخالف رو به این افراد فروخت

از نظر شرع و دموکراسی هر دو باید گفت که برخورد با شورشی ها لازمه

دلیل درستی ندارن و شاهدشون دمشونه

این همه بحث و گفتگو کردیم یک دلیل درست و حسابی مبنی بر تقلب ندیدیم

همش تهمت و ادعا

خوبه واشنگتن پست که دشمن احمدی نژاده نظر سنجی بقول خودشون علمی کرده بود قبل از انتخابات

MahdiDecember 8th, 2009 at 21:33
متاسفانه بدون توجه به متن و بحث بنده حرف های کلیشه ای و بی معنی همیشگی رو نوشتی. بحث من مربوط به بگیر و ببند های بی معنی و سیاسی هست و ربطی به قضیه تقلب نداره. اصل برائت یک اصل شرعی و حقوقی هست. بدون اتهام کسی رو نباید دستگیر کرد. شما که حرف از شرع و قانون می زنی برای من بگو که چرا نصف شب میان توی خونه یک نفر و بدون گفتن اتهام بازداشتش می کنن؟ چرا حق وکیل داشتن ازش صلب میشه؟ چرا بدون اتهام مدت طولانی نگهش میدارن؟ این مهدی میردامادی نه به قول شما «شورشی» هست و نه بلوا به پا کرده. صرفا برای فشار به پدرش گرفتنش. «تهمت و ادعا» این حرف شماست که بی دلیل میزنی. نه طرف رو میشناسی و نه میدونی چکاره هست و برای چی گرفتنش. اونوقت میای و میگی طرف شورشی هست و برخورد باهاش لازمه.

قانون شکنی همه طرفش اشکال داره. نه فقط طرفی که با شما مخالف هستن. وزارت کشور اگه بر اساس قانون اساسی مجوز تجمع آرام رو همون اول می داد کار به کشت و کشتار نمی کشید. اگه با دستگیر شده ها بر اساس قانون رفتار میشد توی زندان شکنجه و کشته نمی شدن (نگو دروغه که من یکی دیگه کوچکترین شکی ندارم). اگه قرار باشه تجمعی نشه طرفدار های احمدی نژاد هم حق برگزاری جشن پیروزی نداشتن. توی مملکتی که سر تا تهش قانون شکنی میشه شما میای میگی طرفی که دلت می خواد حق داره بزنه سر و کله مردم رو بشکنه، بره ماشین های توی خیابون رو درب و داغون کنه، بدون مجوز توی خونه مردم وارد بشه و هر غلطی دلش خواست بکنه؟ نمیشه که این لباس شخصی ها هر کاری که خواستن بکنن و بعد بگی شما حق ندارین قانون شکنی کنید. یه کمی منصف باش لااقل.

آرمینDecember 9th, 2009 at 08:16
به نام خدا

حرف بی معنی و کلیشه ای رو شما می زنی. اگر اصل بر برائته تا جرم مامورین انتظامی اثبات نشده حکم نده که فلان کار رو کردن یا هدفشون فشار بوده. این همه دروغ میگن علیه نظام اون هم روش.

پدر جان شما که اطلاع نداری چرا بی تحقیق حرف می زنی. موسوی باید یکی دو هفته قبل از تجمع تقاضای مجوز می کرد. طرف یک روزه مجوز می خواسته. ما اگر سالن کنفرانس توی انگلیس بخوایم دو هفته باید به دانشگاه نوتیس بدیم. تازه مردک خودشو غیر قانونی برنده انتخابات دونسته که با اینکار کسی مجوز به شورش احتمالی می تونه نده (اختیار وزارت کشوره). بعد هم که ریختن غیر قانونی توی خیابون دیگه بحث شورشه و مجوز باز هم می تونن ندن. بعضی برخوردها که در دنیای غرب هم هست و خلافه در ایان پذیرفته شده نیست و رهبر هم دستور برخورد داده. این دیگه ضعف مدیریته که دویست سیصد ساله توی کشور بوده و داره کم میشه به تدریج. تو سربازو بزنی یا فحش ناموسی بدی اونا هم می برن می زنننت. البته میزان اینها خیلی کمتر از اونه که رسانه های کودتاچی میگن.

قراره تجمع بشه ولی نه توسط آشوبگران. مثل آدم باید به موقع مجوز بخوان و علیه قانون اساسی دموکراتیک و اسلامی کشور هم هم کار نکنن.

تا کی ساده لوحی شما باید عوامل مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا رو به کشور حاکم کنه؟ کسی سر و کله مردم رو داغون نمی کنه (غیر از شورشی ها). هر کس علیه قانون اساسی مردمی و رئیس جمهور منتخب شورش کنه طبیعیه نیروی انتظامی هم برخورد شدید بکنه. قانون کشوره.

لباس شخصیها سه گروهن آقا. یک گروهشون عوامل بیگانه هستن. یک گروه کوچکشون افراد کم تحمل یا احمق هستن که حکومت برخورد میکنه. یک گروه دیگه هم تحت نظارت و دستور حکومتن. از دو گروه اول هم دستگیر شدن توی قضایا. آدم باید خیلی کم اطلاع باشه که با لباس طرف حکم به جهت سیاسی طرف بده چون فالس فلگ آپریشن توی اوضاع ایران کم نیست.

خدا نگهدار

آرمینDecember 9th, 2009 at 08:27
بحث اصلی شما “بیشرف ها”ست که کاملا با انتخابات مرتبطه.

اگر تقلبی در کار نبوده که دوست و دشمن هم تایید کردن که نبوده و لینک هم دادم به یک تایید به قول خودشون علمی دشمن، پس بیشرف اونایی هستن که شما ازشون به حرفهای تند دفاع می کنی.

اگر اطلاعات شما در کامپیوتر زیاده دلیل نمی شه چیز زیادی از سیاست و اداره یک مملکت مستقل 73 میلیونی در دنیا بفهمین

MahdiDecember 11th, 2009 at 04:45
متاسفانه این بحث چون مبانی یکسان نداره بی فایده هست و به جایی نخواهد رسید. فقط همین رو بگم که مهدی میردامادی دوست من هست و وقتی میگم بدون دلیل و بدون اتهام نگهش داشتن از روی نوشته های بی بی سی و بلاگ علی و قلی نمیگم. دلایل کافی هست تا برام مسجل بشه که کاری که اینها کردن گروگان گیری محض بوده. با تقسیم بندی شما کسی که این کار رو کرده یا عامل بیگانه بوده یا احمق. من به طرف میگم بی شرف. به اون کسی که فک دوستم رو توی زندان خورد کرد و گذاشت تا از شدت جراحت جون بده هم میگم بی شرف. هیچ ربطی هم به انتخابات نداره. به انسانیت و شرف طرف ربط داره. شما دلت می خواد اینها رو با انتخابات قاطی کنی هم البته انتخاب خودت هست و واسه همینه که میگم به جایی نمیرسیم. ولی حد اقل روی این قضیه توافق کنیم که «اگر» حرف من در مورد این موارد خواص درست باشه بی شرف برای همچین کسی خیلی کمه.

پی نوشت: اطلاعات من در مورد کامپیوتر خیلی کمه. نه در مورد کامپیوتر زیاد میدونم و نه از سیاست سر در میارم. بحثی هم که کردم یه بحث اخلاقی و انسانی هست و نه سیاسی.

آرمینDecember 11th, 2009 at 05:54
“دلایل کافی هست تا برام مسجل بشه که کاری که اینها کردن گروگان گیری محض بوده”

کدوم دلیل؟ حرف خود دوستتون؟

محمد اسلامیDecember 12th, 2009 at 16:27
سلام آقا مهدی
من محمد اسلامی هستم
هم کلاسی حدود 10 سال پیش
البته اگر یادت بیاد !
به صورت اتفاقی پیدات کردم
کامنت های بالا رو خوندم.
جالب بودم برام
به کلی تغییر کردی. به خاطر مواضع سیاسیت نمی گم. به خاطر نوع حرف زدنت می گم. مردی شدی برای خودت! ماشالله!
ما با چند تا از بچه ها یک وبلاگ گروهی داریم. خوشحال می شم اگه وقت کنی آخرین پست من رو در مورد دکتر سید حسین نصر بخونی. به این بهانه یادی از قدیم هم خواهیم کرد.
هرجای این کره کوچیک خاکی هستی، سالم باشی و در پناه خدا
دوست روزهای دور، محمد اسلامی

محمد اسلامیDecember 13th, 2009 at 15:19
سلام
دیدم که وبلاگ ما سر زدی. بد نبود دست کم جواب سلام ما رو می دادی
بازم همین که اومدی، تشکر

MahdiDecember 13th, 2009 at 16:19
سلام
شرمنده. من بگی نگی سرم شلوغه. کنفرانس و اینهاست الان. حالا سر فرصت بلاگ رو می خونم و جواب میدم.

Leave a comment

Your comment