آهای بیشرف ها، امروز نوبت مصطفی است
پرسید دوستت زندانی است؟
گفتم چهار تایشان زندانی بودند، یکی شان زیر شکنجه کشته شد (محسن روح الامینی)، دوتایشان هنوز بازداشتند.
چهره اش در هم رفت…
یادم آمد که مهدی (میردامادی) ۱۰ روزیست که بازداشت است. شبانه دستگیر شده. جرمش لابد این بود که با موسوی و خاتمی که به دیدار خانواده اش آمده بودند دست داده است. گفتم رهنورد هم به مصطفی چند ماهه اش لبخند زده. لابد امروز نوبت اوست که بازداشتش کنند. از این بیشرف ها مگر چیزی بعید است. چنان تخت شاهانه شان به لرزه افتاده که از گریه نوزادان هم به وحشت افتاده اند.
Possibly Related posts:
<< فحش کاری | Subway evacuation >>
بی شرف کسیه که رای مردم رو به قانون اساسی و نهادهاش و اختیارات نهادهاش نا دیده بگیره و غیر قانونی تظاهرات و آشوب راه بندازه.
برخورد با این افراد هم کاملا طبیعیه و نمیشه رای میلیونها مخالف رو به این افراد فروخت
از نظر شرع و دموکراسی هر دو باید گفت که برخورد با شورشی ها لازمه
دلیل درستی ندارن و شاهدشون دمشونه
این همه بحث و گفتگو کردیم یک دلیل درست و حسابی مبنی بر تقلب ندیدیم
همش تهمت و ادعا
خوبه واشنگتن پست که دشمن احمدی نژاده نظر سنجی بقول خودشون علمی کرده بود قبل از انتخابات
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2009/06/14/AR2009061401757.html
قانون شکنی همه طرفش اشکال داره. نه فقط طرفی که با شما مخالف هستن. وزارت کشور اگه بر اساس قانون اساسی مجوز تجمع آرام رو همون اول می داد کار به کشت و کشتار نمی کشید. اگه با دستگیر شده ها بر اساس قانون رفتار میشد توی زندان شکنجه و کشته نمی شدن (نگو دروغه که من یکی دیگه کوچکترین شکی ندارم). اگه قرار باشه تجمعی نشه طرفدار های احمدی نژاد هم حق برگزاری جشن پیروزی نداشتن. توی مملکتی که سر تا تهش قانون شکنی میشه شما میای میگی طرفی که دلت می خواد حق داره بزنه سر و کله مردم رو بشکنه، بره ماشین های توی خیابون رو درب و داغون کنه، بدون مجوز توی خونه مردم وارد بشه و هر غلطی دلش خواست بکنه؟ نمیشه که این لباس شخصی ها هر کاری که خواستن بکنن و بعد بگی شما حق ندارین قانون شکنی کنید. یه کمی منصف باش لااقل.
حرف بی معنی و کلیشه ای رو شما می زنی. اگر اصل بر برائته تا جرم مامورین انتظامی اثبات نشده حکم نده که فلان کار رو کردن یا هدفشون فشار بوده. این همه دروغ میگن علیه نظام اون هم روش.
پدر جان شما که اطلاع نداری چرا بی تحقیق حرف می زنی. موسوی باید یکی دو هفته قبل از تجمع تقاضای مجوز می کرد. طرف یک روزه مجوز می خواسته. ما اگر سالن کنفرانس توی انگلیس بخوایم دو هفته باید به دانشگاه نوتیس بدیم. تازه مردک خودشو غیر قانونی برنده انتخابات دونسته که با اینکار کسی مجوز به شورش احتمالی می تونه نده (اختیار وزارت کشوره). بعد هم که ریختن غیر قانونی توی خیابون دیگه بحث شورشه و مجوز باز هم می تونن ندن. بعضی برخوردها که در دنیای غرب هم هست و خلافه در ایان پذیرفته شده نیست و رهبر هم دستور برخورد داده. این دیگه ضعف مدیریته که دویست سیصد ساله توی کشور بوده و داره کم میشه به تدریج. تو سربازو بزنی یا فحش ناموسی بدی اونا هم می برن می زنننت. البته میزان اینها خیلی کمتر از اونه که رسانه های کودتاچی میگن.
قراره تجمع بشه ولی نه توسط آشوبگران. مثل آدم باید به موقع مجوز بخوان و علیه قانون اساسی دموکراتیک و اسلامی کشور هم هم کار نکنن.
تا کی ساده لوحی شما باید عوامل مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا رو به کشور حاکم کنه؟ کسی سر و کله مردم رو داغون نمی کنه (غیر از شورشی ها). هر کس علیه قانون اساسی مردمی و رئیس جمهور منتخب شورش کنه طبیعیه نیروی انتظامی هم برخورد شدید بکنه. قانون کشوره.
لباس شخصیها سه گروهن آقا. یک گروهشون عوامل بیگانه هستن. یک گروه کوچکشون افراد کم تحمل یا احمق هستن که حکومت برخورد میکنه. یک گروه دیگه هم تحت نظارت و دستور حکومتن. از دو گروه اول هم دستگیر شدن توی قضایا. آدم باید خیلی کم اطلاع باشه که با لباس طرف حکم به جهت سیاسی طرف بده چون فالس فلگ آپریشن توی اوضاع ایران کم نیست.
خدا نگهدار
اگر تقلبی در کار نبوده که دوست و دشمن هم تایید کردن که نبوده و لینک هم دادم به یک تایید به قول خودشون علمی دشمن، پس بیشرف اونایی هستن که شما ازشون به حرفهای تند دفاع می کنی.
اگر اطلاعات شما در کامپیوتر زیاده دلیل نمی شه چیز زیادی از سیاست و اداره یک مملکت مستقل 73 میلیونی در دنیا بفهمین
پی نوشت: اطلاعات من در مورد کامپیوتر خیلی کمه. نه در مورد کامپیوتر زیاد میدونم و نه از سیاست سر در میارم. بحثی هم که کردم یه بحث اخلاقی و انسانی هست و نه سیاسی.
کدوم دلیل؟ حرف خود دوستتون؟
من محمد اسلامی هستم
هم کلاسی حدود 10 سال پیش
البته اگر یادت بیاد !
به صورت اتفاقی پیدات کردم
کامنت های بالا رو خوندم.
جالب بودم برام
به کلی تغییر کردی. به خاطر مواضع سیاسیت نمی گم. به خاطر نوع حرف زدنت می گم. مردی شدی برای خودت! ماشالله!
ما با چند تا از بچه ها یک وبلاگ گروهی داریم. خوشحال می شم اگه وقت کنی آخرین پست من رو در مورد دکتر سید حسین نصر بخونی. به این بهانه یادی از قدیم هم خواهیم کرد.
هرجای این کره کوچیک خاکی هستی، سالم باشی و در پناه خدا
دوست روزهای دور، محمد اسلامی
دیدم که وبلاگ ما سر زدی. بد نبود دست کم جواب سلام ما رو می دادی
بازم همین که اومدی، تشکر
شرمنده. من بگی نگی سرم شلوغه. کنفرانس و اینهاست الان. حالا سر فرصت بلاگ رو می خونم و جواب میدم.